|
آنچه در این مقاله میخوانیم... |
|---|
|
مقدمه |
|
10 تجربه مدیریتی از زبان یکی از کارآفرینان موفق |
|
تجربه چهارم: برای سوددهی کسب و کارتان نیاز به دفتر کار فیزیکی ندارید. |
|
تجربه نهم: مرزهایتان را تعیین کنید و دربارهی آنها سازش نکنید. |
مقدمه:
آیا میدانید یکی از مهمترین تفاوتهای افراد موفق با افراد ناموفق این است که، افراد موفق ترسهایشان را کنار میگذارند و کاری را که فکر میکنند درست است، انجام میدهند؟ همراه من باشید تا در پایان این مقاله شما هم به این نتیجه برسید.
به تازگی مقالهای جالب در مورد یکی از کارآفرینان موفق، خانم استیسی بورک (Stacey Burke) مدیرعامل شرکت حقوقی “استیسی بورک (Stacey E. Burke, P.C)” مطالعه کردم. در اینجا قصد دارم نکات مفید این مقاله را با شما عزیزان به اشتراک بگذارم. همانطور که میدانید شنیدن نظرات افراد مختلف و موفق میتواند در برخی از جنبههای زندگی دید تازهای به ما بدهد.
به نقل از خانم بورک: در سال 2013 تصمیم گرفتم شغلم را به عنوان عضوی از یک شرکت حقوقی کنار بگذارم، این تصمیم زندگیام را تغییر داد. من به عنوان یک کارمند در شرکت حقوقی، تجربه، فرصتها، ارتباطات و موارد بسیار ارزشمندی به دست آوردم، اما خودم آسیب دیدم.
هنوز هم گاهی اوقات دلتنگ بعضی چیزها در شغل قبلیام میشوم. اما بیشتر از آن دوست دارم خودم تصمیم گیرنده زندگیام باشم.
هدف من در زندگی کمک کردم به دیگران است، چیزیکه مهم است در شغل فعلی هم هنوز به دیگران کمک میکنم اما به روشی متفاوت!
تبدیل شدن به یک صاحب کسب و کار، درک من از واقعیتهای مدیریت یک شرکت را متحول کرد. بنابراین در جشن 10 سالگی تأسیس شرکتم به عنوان یک زن صاحب کسب و کاری کاملاً مستقل، 10 درس مهم آموختم که میخواهم آن را با شما در میان بگذارم.
10 تجربهی مدیریتی از زبان یکی از کارآفرینان موفق
در ادامه 10 تجربه مدیریتی که خانم بورک به آنها اشاره کرده است، را برای شما آوردم.
1- کسب و کارتان را راه بیندازید.
مطمئن باشید که میتوانید کسب و کار خودتان را داشته باشید و موفق باشید.
من هرگز نمیخواستم که یک کارآفرین باشم. اما 10 سال پیش وقتی از شرکت مرخصی گرفته بودم، با دوستان وکیلی که قبلاً رقیبم بودند صحبت کردم. آنها من را تشویق به راهاندازی یک کسب و کار شخصی کردند. این باعث شد شغلم را کنار بگذارم و اکنون تیمی از بازاریابان را مدیریت، و با شرکتهای حقوقی در سراسر کشور کار میکنم و به اعضای تیم و مشتریانم کمک میکنم تا موفق شوند.
2. توقع احترام از همه را نداشته باشید.
مهم نیست تا چه اندازه در کارتان ماهر باشید، چون باز هم برخی افراد شما را در نظر نمیگیرند.
شاید انتظار دارید با بیش از دو دهه سابقه کاری به عنوان یک وکیل و کسب جوایز شغلی مختلف کسانی که با آنها صحبت و کار میکنم همیشه با احترام با من برخورد میکنند. اما اشتباه است!
یادتان باشد مهم نیست که سطح تحصیلات، تجربهی کاری یا افتخارات شما چیست برخی از افراد همیشه سعی میکنند شما را کوچک جلوه دهند و مهارتهایتان را کوچک بشمارند. فقط کافیست با این افراد کار نکنید و اجازه ندهید بر انرژی و موفقیت شما تأثیر بگذارند.
3. از اینکه مشتریان منفی را از دست بدهید، نترسید.
شما نمیتوانید مشتریان خود را کنترل کنید، اما میتوانید نحوه پاسخگویی به آنها را کنترل کنید.
قبلاً معتقد بودم باید تمام انتظارات مشتریان خود را بدون حد و مرز برآورده کنم تا مستحق دریافت مبلغ قرارداد باشم. یادتان باشد ترس از انجام یک کار بد و ترس از مشتری، مدیران را کوته نظر نگه میدارد.
من یک مشتری داشتم که رفتار منفی داشت حتی با وجود اینکه ما به تمام تعهدات خود در قبال پول دریافتی عمل کردیم، همچنان ناراضی بود. بنابراین آن را کنار گذاشتم و تمام پولش را پس دادم. شاید این کار در کوتاه مدت منجر به ضرر مالی شرکتم شد اما ارزشش را داشت.
4- برای سوددهی کسب و کارتان نیاز به دفتر کار فیزیکی ندارید.
من شغلم را با کار در محیطهای حرفهای در ساختمانهای اداری شروع کردم. اما زمانیکه همهگیری کرونا شروع شد مجبور شدم دفتر کارم را تعطیل کنم و کار تیم ما از راه دور شد. بعد از آن به همین شکل ادامه دادیم و من اکنون اجارهای بابت دفتر کار پرداخت نمیکنم و هزینه آن را به جای دیگر اختصاص میدهم. دلم برای کار مشترک با همکارانم تنگ شده اما تیم من در حال پیشرفت است. ما توانستهایم مشتریان بیشتری را نسبت به قبل جذب کنیم و همهی این موفقیتها را بدون دفتر کاری فیزیکی به دست آوردیم.
5. در انتخاب اعضای تیمتان دقیق باشید.
همکاران خود را با دقت انتخاب کنید، اگر یک نیروی کار جدید در اوایل کار شما را آزار میدهد، احتمالاً با آن فرد به نتیجه نخواهید رسید.
زمان زیادی طول نمیکشد تا بفهمیم انتخابمان در مورد افرادی که استخدام کردیم، اشتباه است یا خیر. اگر به این نتیجه رسیدید که اشتباه است، هر چه مدت بیشتری برای مقابله با آن فرد صبر کنید شرایط برای آن فرد و سایر اعضای تیمتان بدتر میشود. بهتر است ضررهای خود را زودتر کم کنید و به آن شخص هم اجازه دهید شغل مناسبش را پیدا کند و شما هم جایگزینی برای او پیدا کنید.
6. در کارتان روی یک حوزه تخصصی تمرکز کنید.
محدود کردن خدمات ارائه شده به معنای تخصص شماست.
به عنوان یک وکیل با سابقه کاری 21 سال یکی از نقاط قوت من این است که در کارم تمرکز بر یک صنعت خاص دارم و یک متخصص دارای مجوز هستم. گسترش کارم به صنایع دیگری که کمتر در مورد آنها میدانم و هیچ تجربهای در آن ندارم ریسک بزرگی است و ممکن است تمایز من را با شرکتهای رقیب کاهش دهد. پس در کسب و کارتان متمرکز بمانید و در جایگاه خود رشد کنید.
7- هر جا لازم است “نه” بگویید.
«نه» گفتن دری برای «بله» گفتن به فرصتهایی که هنوز درباره آنها نمیدانید، باز میگذارد.
نه گفتن به فرصتهای مالی در اوایل شروع کسب و کارتان ترسناک است. اما به یاد داشته باشید هر تعامل یک شراکت است و فقط زمانی باید شریک شوید که آن شراکت به موفقیت دو طرفه شما منجر شود. از همکاریهای محکوم به فنا که سودی برایتان ندارد، پرهیز کنید.
سازگاری مشتریان را در ابتدا از نحوهی تعاملات آنها اندازهگیری کنید. مثلاً نحوهی پاسخ دادن به تماسها و یا پیامهای شما. یادتان باشد هر مشتری که برای همکاری انتخابش میکنید میتواند فرصت بهتر دیگری را که ممکن است پیش بیاید از بین ببرد.
8- رئیس خودتان بودن بسیار ارزشمند است.
با گذشت زمان اینکه رئیس خودم هستم برایم بسیار باارزش شده است. بسیار لذت میبرم که مجبور نیستم برای گذراندن تعطیلات اجازه بگیرم. بخش ترسناک رئیس بودن مسئولیتپذیری در قبال خود، اعضای تیم، مشتریان و … است، اما اگر با برنامهریزی مناسب درخصوص نحوه رسیدگی به این مسئولیتها پیش بروید ارزشش را دارد.
9- مرزهایتان را تعیین کنید و دربارهی آنها سازش نکنید.
تعیین مرزها هم در زندگی شخصی و هم در زندگی حرفهای ما مهم هستند. اکنون که کسب و کار خودم را دارم انتخابهای آگاهانهای انجام میدهم تا فرهنگ شرکت خود را به گونهای متفاوت شکل دهم. مثلاً هیچ کس در تیم من مجبور نیست خارج از ساعات کاری عادی کار کند. هیچ کس در تیم من ایمیل کاری خود را در دستگاه تلفن همراه شخصی ندارد. من دیگر شماره تلفن همراه شخصی خود را به مشتریان نمیدهم. تعیین مرزها برای هر فرد متفاوت است اما ایجاد مرزها کار را سالمتر و پربارتر میکند.
10- به خودتان حقوق بدهید.
اگر نمی توانید به عنوان صاحب کسب و کار به خودتان حقوق پرداخت کنید، پس یک جای کار شما اشتباه است.
تعداد زیادی از صاحبان کسب و کار که من آنها را موفق میدانم اصلاً نمیتوانند به خودشان پول دهند. یعنی کسب و کار آنها درآمد کافی ایجاد نمیکند تا به مالک، اجازه کسب درآمد بدهد. پس از گذشت مدت زمان معقولی از شروع کسب و کارتان اگر نتوانید حقوقی برای خودتان در نظر بگیرید شما موفق نمیشوید. پس باید وضعیت مالی، طرح کسب و کار خود و اینکه آیا داشتن یک کسب و کار انتخاب مناسبی برای شماست یا خیر را دوباره ارزیابی کنید.
جمعبندی:
در این مقاله به 10 تجربهی مدیریتی از یکی از مدیران و کارآفرینان موفق اشاره کردم. اکنون تصمیمگیری با شماست، اگر این تجربیات برای شما مفید بود، پس از همین امروز سعی کنید در زندگی کاری و شخصی خود از آنها استفاده کنید.
مجتبی رفیعی سیاوشکلائی
منبع: www.entrepreneur.com
سوالاتی که ممکن است داشته باشید.
خیر. از دست دادن مشتری که رفتار و تاثیر منفی بر شما دارد، هیچ اشکالی ندارد. برآورده کردن انتظارات آنها تا جایی که از عهده شما بربیاید و در چارچوب مرزهای شخصی شما باشد، درست است.
تمایز کسب و کار شما با رقبا را کاهش میدهد و در طولانی مدت تصویر بیرونی شما را به خطر میاندازد.
مسئولیتپذیری در قبال خود، اعضای تیم و مشتریان، و برنامهریزی مناسب در رسیدگی به این مسئولیتها. چراکه در کسب و کار شخصی چون کسی از ما سوال نمیپرسد و کنترلی بر ما ندارد، عدم برنامهریزی برای رسیدگی به مسئولیتها منجر به شکست میشود.